أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

140

قانون ( فارسى )

زنجار ( زنگار ) : مشهور است و چندين نوع است . و به چندين طريقه بدست مىآيد : 1 - مس را در دردى سركه مىگذارند تا كفك كند . و بر برادهء آن سركه مىپاشند و در جاى نمناك در خاك كنند . 2 - آوند مسين را بر آوندى نهند كه سركه در آن باشد و مىگذارند تا زنگ زند . آنگاه زنگار را از آن مىخراشند و با نوشادر مخلوط مىكنند و در زمين نمناك دفن كردنش كه معلوم است . 3 - نوع بسيار لطيف زنگار را بطريقهء زير بدست مىآرند : بالا آمدهء سركه را در هاون مسى ريزند و با دسته هاون مسين در برابر گرماى شديد آفتاب آن‌قدر مىكوبند تا كفك آرد . آنگاه زاج بلورى - شب - و نمك در آن ريزند و مىكوبند و مىكوبند و مىسايند تا همه باهم خمير مىشوند . آن را جمع كنند و خشك مىنمايند و سركه و شاش كودكان بر آن پاشند و باز مىسايند و در جاى نمناك مىگذارند ، و بعد از آن جمع مىكنند و خشك مىنمايند . 4 - گاهى زنگار از كفك سنگها استخراج مىشود . 5 - از مس و آلياژهاى ديگر بدست آرند . گزينش : بهترش معدنى است . و قوىترش آن است كه از سونش مس ( توبال ) و آهن و اكسيد مس بدست آيد . هرآنچه بوسيلهء سركه مىسازند بهتر از آن است كه بوسيلهء نوشادر بدست آيد . مزاج : زداينده است . همه انواع زنگار تند است و گوشت سخت و نرم را مىخورد . قيروطى ( مرهم با موم و روغن گل . . . ) آن را معتدل كند و خشكانندهء بىگزش مىشود . زخم و قرحه : قرحهء مسرى را بازمىدارد . با قيروطى باشد زخم را بهم آرد . قرحهء پليد را تنقيه كند ، با سقز درخت بنه و بورهء سرخ علاج گرى چركين و لكه‌هاى سفيد و سياه پوست است . سر : زنگارى كه بوسيلهء نوشادر و زاج بلورى و سركه بدست آمده اگر سائيده شود و در بينى دمند بوى گند بينى و قرحه‌هاى بد بينى را از بين مىبرد . ولى بايد در وقت به بينى كشيدن زنگار ، دهان پر از آب باشد كه مبادا تأثيرش به گلو برسد . زنگار آهن و مس كه بوسيلهء سركه بدست آمده باشد لثه را محكم كند و با مرهم ( قيروطى ) باشد ورم لثه را علاج است . چشم : از آماسيدن و سفت شدن پلك جلوگيرى كند ، ديده را جلا بخشد . از جمله داروهاى قرحهء چشم است . در اشك آوردن بسيار مؤثر است . اگر زنجار را در داروهاى سرمه‌اى - به چشم كشيدنى - به كار برند بهتر آن است : ابر مرده را در آب گرم خيس كنند و بر چشم بندند . اندامهاى دفعى : از داروهاى بواسير است . فتيله از زنگار و گياه بدران - اشه - سازند و آگنهء بواسير كنند . زهرة النحاس « 1 » : خاصيت : خورنده و با سوزش است . زخم و قرحه : گوشت زائد را مىخورد . سر : در داروى خشك كنندهء قرحهء گوش داخل است . سفيد آن را بسايند و در گوش دمند ، كرى كهنه را از بين مىبرد . در علاج ورمهاى بالاى دهان و زبان كوچك كام را بدان آلايند . اندامان راننده : گويند : چهار اونولوس از اين دارو خلط غليظ و زردآب را بيرون ريزد . اين دارو را ضمن داروهاى خشك كنندهء بواسير و قرحه‌هاى پيزى بشمار آورده‌اند .

--> ( 1 ) - رسوبى كه در اثر فرو كردن مس ملتهب در آب پديد آيد . شايد اكسيد دوظرفيتى مس باشد ( معين )